پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

هرکه را دردِ بی‌نهایت نیست

عشق را پس برو عنایت نیست

عشق شاهی‌ست بر نجیبِ ازل

جز ابد مر ورا ولایت نیست

عشق در عقل و عِلم درناید

عشق را عقل و علم رایت نیست

عشق را بوحنیفه درس نکرد

شافعی را در او روایت نیست

عشق حیّ است، بی‌ بقا و فنا

عاشقان را ازو شکایت نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱معشوقه از آن ظریف‌تر نیست
  2. شمارهٔ ۶۲جام می پر کن که بی جام میم انجام نیست
  3. شمارهٔ ۶۳جانا به جز از عشق تو دیگر هوسم نیست
  4. شمارهٔ ۶۴عشق رخ تو بابت هر مختصری نیست
  5. شمارهٔ ۶۵کارِ دل باز ای نگارینا ز بازی در گذشت
  6. شمارهٔ ۶۶سرگران از چشم دلبر دوش چون بر ما گذشت
  7. شمارهٔ ۶۷زینهار این یادگار از دست رفت
  8. شمارهٔ ۶۸عشق ازین معشوقگان بی وفا دل بر گرفت
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.