پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

سرگران از چشم دلبر دوش چون بر ما گذشت

اشک خون کردم ز غم چون بر من از عمدا گذشت

من ز غم رفتم ولی ترسیدم از نظاره‌ای

کاندرین ساعت برین ره حور یا حورا گذشت

گفت خورشید خرامان دیدم و ماه سما

کز تکبر دوش او بر زهرهٔ زهرا گذشت

لولو لالا همی بارم ز عشقش در کنار

کز کنارم ناگهان آن لولو لالا گذشت

با خط مشکین ز سیمین عارضی کایزد نهاد

مورچه گویی به عمدا بر رهی بیضا گذشت

آنچه بر جانم رسید از عشق آن سیمین صنم

صد یکی زان بالله ار بر وامق و عذرا گذشت

حلقهٔ زلفش بدی چون عروةالوثقی مرا

ای مسلمانان فغان کان عروةالوثقا گذشت

دین و دنیا گفتمی در بازم اندر کار عشق

کار من با او کنون از دین و از دنیا گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸عشق ازین معشوقگان بی وفا دل بر گرفت
  2. شمارهٔ ۶۹هر آن روزی که باشم در خرابات
  3. شمارهٔ ۷۰تا سوی خرابات شد آن شاه خرابات
  4. شمارهٔ ۷۱چه خواهی کرد قرایی و طامات
  5. شمارهٔ ۷۲نخواهم من طریق و راه طامات
  6. شمارهٔ ۷۳گل به باغ آمده تقصیر چراست
  7. شمارهٔ ۷۴ای مستان خیزید که هنگام صبوح است
  8. شمارهٔ ۷۵رازی ز ازل در دل عشاق نهانست
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.