پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

ای مستان خیزید که هنگام صبوح است

هر دم که درین حال زنی دام فتوح است

آراست همه صومعه مریم که دم صبح

صاحب‌خبرِ گلشن و نزهتگه روح است

یک مطربتان عقل و دگر مطربِ عشق است

یک ساقیتان حور و دگر ساقیِ روح است

طوفان بلا از چپ و از راست برآمد

در باده گریزید که آن کشتی نوح است

باده که درین وقت خوری باده مباح است

توبه که درین وقت کنی توبه نصوح است

خود روز همه نوبت تن خواهد بود

هین راح که این یک‌دودمک نوبت روح است

وز می خوش خسب گزین صبح سنایی

تا صبح قیامت بدمد مرد صبوح است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶راه فقر است ای برادر فاقه در وی رفتن است
  2. شمارهٔ ۷۷دوش رفتم به سر کوی به نظّارهٔ دوست
  3. شمارهٔ ۷۸اندر دل من عشق تو چون نور یقین است
  4. شمارهٔ ۷۹شور در شهر فکند آن بت زُنّارپرست
  5. شمارهٔ ۸۰در کوی ما، که مسکنِ خوبان سعتری‌ست
  6. شمارهٔ ۸۱ای سنایی خواجگی در عشق جانان شرط نیست
  7. شمارهٔ ۸۲هر که در راه عشق صادق نیست
  8. شمارهٔ ۸۳ساقیا می ده که جز می عشق را پدرام نیست
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.