پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

ساقیا می ده که جز می عشق را پدرام نیست

وین دلم را طاقت اندیشهٔ ایام نیست

پختهٔ عشقم شراب خام خواهی زان کجا

سازگار پخته جانا جز شراب خام نیست

با فلک آسایش و آرام چون باشد ترا

چون فلک را در نهاد آسایش و آرام نیست

عشق در ظاهر حرامست از پی نامحرمان

زان که هر بیگانه‌ای شایستهٔ این نام نیست

خوردن می نهی شد زان نیز در ایام ما

کاندرین ایام هر دستی سزای جام نیست

تا نیفتد بر امید عشق در دام هوا

کاین ره خاصست اندر وی مجال عام نیست

هست خاص و عام نی نزدیک هر فرزانه‌ای

دانهٔ دام هوا جز جام جان انجام نیست

جاهلان را در چراگه دام هست و دانه نی

عاشقان را باز در ره دانه هست و دام نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵دان و آگه باش اگر شرطی نباشد با منت
  2. شمارهٔ ۸۶نگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور باد
  3. شمارهٔ ۸۷معشوق به سامان شد تا باد چنین باد
  4. شمارهٔ ۸۸دوش یارم به بر خویش مرا بار نداد
  5. شمارهٔ ۸۹روزی دل من مرا نشان داد
  6. شمارهٔ ۹۰تا نگار من ز محفل پای در محمل نهاد
  7. شمارهٔ ۹۱این نه زلفست آنکه او بر عارض رخشان نهاد
  8. شمارهٔ ۹۲تا کی کنم از طرهٔ تو فریاد
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.