پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

نگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور باد

به دست هجر بسپردی خدایم بر تو داور باد

وفاهایی که من کردم مکافاتش جفا آمد

بتا بس ناجوانمردی خدایم بر تو داور باد

به تو من زان سپردم دل نگارا تا مرا باشی

چو دل بردی و جان بردی خدایم بر تو داور باد

زدی اندر دل و جانم ز عشقت آتش هجران

دمار از من برآوردی خدایم بر تو داور باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸دوش یارم به بر خویش مرا بار نداد
  2. شمارهٔ ۸۹روزی دل من مرا نشان داد
  3. شمارهٔ ۹۰تا نگار من ز محفل پای در محمل نهاد
  4. شمارهٔ ۹۱این نه زلفست آنکه او بر عارض رخشان نهاد
  5. شمارهٔ ۹۲تا کی کنم از طرهٔ تو فریاد
  6. شمارهٔ ۹۳ایام چو من عاشق جانباز نیابد
  7. شمارهٔ ۹۴مرا عشق نگارینم چو آتش در جگر بندد
  8. شمارهٔ ۹۵کسی کاندر تو دل بندد همی بر خویشتن خندد
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.