پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

در کوی ما، که مسکنِ خوبان سعتری‌ست

از باقیات مردان، پیری قلندری‌ست

پیری که از مقام منیّت تنش جداست

پیری که از بقای بقیّت دلش بری‌ست

تا روز، دوش، مستِ خرابات اوفتاده بود

بر صورتی که خلق، بَرو بر، همی گریست

گفتم «ورا ببینم، که این سخت منکرست»

گفتا که «حالِ منکَری از شرط منکِری‌ست»

گفتم «گر این حدیث درست است پس چراست؟

کاندر وجود معنی با خلق داوری‌ست»

گفت «آن وجودِ فعل بُوَد کاندرو تو را

با غیر داوری ز پی فضل و برتری‌ست»

آن کس که دیو بود چو آمد درین طریق

بنگر به راستی که کنون خاصه چون پَری‌ست

دستِ هنر نهاد کُله بر سر خِرد

هر تکمه از کلاهش دینارِ جعفری‌ست

گفتم «دل سنایی از کفر آگه است»

گفت «این نه از شمارِ سخن‌های سرسری‌ست»

در حقِّ اتحاد حقیقت به‌ حقِ حق

چون تو نه‌ای حقیقتِ اسلام کافری‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲هر که در راه عشق صادق نیست
  2. شمارهٔ ۸۳ساقیا می ده که جز می عشق را پدرام نیست
  3. شمارهٔ ۸۴در دل آن را که روشنایی نیست
  4. شمارهٔ ۸۵دان و آگه باش اگر شرطی نباشد با منت
  5. شمارهٔ ۸۶نگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور باد
  6. شمارهٔ ۸۷معشوق به سامان شد تا باد چنین باد
  7. شمارهٔ ۸۸دوش یارم به بر خویش مرا بار نداد
  8. شمارهٔ ۸۹روزی دل من مرا نشان داد
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.