پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

نخواهم من طریق و راه طامات

مرا مِی باید و مسکن، خرابات

گهی با مِی گسارم اندهٔ خویش

گهی با جام باشم در مناجات

گهی شطرنج‌بازم با حریفان

گهی راوی شوم با شعر و ابیات

گهی شه‌رخ شوم با عیش و راحت

گهی از رنج گردم باز شهمات

نخواهم جز می و میخانه و جام

نه محنت باشد آن جا و نه آفات

همیشه تا بوَم در خمر و در قمر

بیابم راحتی اندر مقامات

چو طالب باشم اندر راه معشوق

طلب کردن بود راه عبادات

طریق عشق آن باشد که هرگز

نیابد عاشق از معشوق حاجات

چنین دانم طریق عاشقی را

که نپْذیرد به راه عشق طامات

ز چیزی چون توان دادن نشانی

که پیدا نیست اندر وی اشارات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴ای مستان خیزید که هنگام صبوح است
  2. شمارهٔ ۷۵رازی ز ازل در دل عشاق نهانست
  3. شمارهٔ ۷۶راه فقر است ای برادر فاقه در وی رفتن است
  4. شمارهٔ ۷۷دوش رفتم به سر کوی به نظّارهٔ دوست
  5. شمارهٔ ۷۸اندر دل من عشق تو چون نور یقین است
  6. شمارهٔ ۷۹شور در شهر فکند آن بت زُنّارپرست
  7. شمارهٔ ۸۰در کوی ما، که مسکنِ خوبان سعتری‌ست
  8. شمارهٔ ۸۱ای سنایی خواجگی در عشق جانان شرط نیست
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.