پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

چه خواهی کرد قرایی و طامات

تماشا کرد خواهی در خرابات

زمانی با غریبان نرد بازم

زمانی گرد سازم با لباسات

گهی شه رخ نهم بر نطع شطرنج

گهی شه پیل خواهم گاه شهمات

گهی همچون لبک در نالش آیم

گهی با ساتکینی در مناجات

گهی رخ را نهاده بر زمین پست

گهی نعره کشیده در سماوات

چنان گشتم ز مستی و خرابی

که نشناسم عبارات از اشارات

نه مطرب را شناسم از موذن

نه دستان را شناسم از تحیات

شنیدم من که شاهی بنده را گفت

که تو عبد منی پیش آر حاجات

همی گفت ای سنایی توبه ننیوش

که من باشم بپاهم در مناجات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳گل به باغ آمده تقصیر چراست
  2. شمارهٔ ۷۴ای مستان خیزید که هنگام صبوح است
  3. شمارهٔ ۷۵رازی ز ازل در دل عشاق نهانست
  4. شمارهٔ ۷۶راه فقر است ای برادر فاقه در وی رفتن است
  5. شمارهٔ ۷۷دوش رفتم به سر کوی به نظّارهٔ دوست
  6. شمارهٔ ۷۸اندر دل من عشق تو چون نور یقین است
  7. شمارهٔ ۷۹شور در شهر فکند آن بت زُنّارپرست
  8. شمارهٔ ۸۰در کوی ما، که مسکنِ خوبان سعتری‌ست
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.