پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

تا سوی خرابات شد آن شاه خرابات

همواره منم معتکف راه خرابات

کردند همه خلق همی خطبهٔ شاهی

چون خیل خرابات بر آن شاه خرابات

من خود چه خطر دارم تا بنده نباشم؟

چون شاه خرابات بود ماه خرابات

گر صومعهٔ شیخ خبر یابد ازین حرف

حقا که شود بندهٔ خرگاه خرابات

بشنو که سنایی سخن صدق به تحقیق

آن کس که چنو نیست هواخواه خرابات

او نیست به جز صورت بی هیئت بی روح

افگنده به میدان شهنشاه خرابات

آن روز مبادم من و آن روز مبادا

بینند ز من خالی درگاه خرابات

شیر نر اگر سوی خرابات خرامد

روباه کند او را روباه خرابات

آن کو «لمن الملک» زند هم حسد آید

او را ز خرابات و علی‌الاه خرابات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲نخواهم من طریق و راه طامات
  2. شمارهٔ ۷۳گل به باغ آمده تقصیر چراست
  3. شمارهٔ ۷۴ای مستان خیزید که هنگام صبوح است
  4. شمارهٔ ۷۵رازی ز ازل در دل عشاق نهانست
  5. شمارهٔ ۷۶راه فقر است ای برادر فاقه در وی رفتن است
  6. شمارهٔ ۷۷دوش رفتم به سر کوی به نظّارهٔ دوست
  7. شمارهٔ ۷۸اندر دل من عشق تو چون نور یقین است
  8. شمارهٔ ۷۹شور در شهر فکند آن بت زُنّارپرست
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.