پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

هر آن روزی که باشم در خرابات

همی نالم چو موسی در مناجات

خوشا روزی که در مستی گذارم

مبارک باشدم ایام و ساعات

مرا بی خویشتن بهتر که باشم

به قرایی فروشم زهد و طاعات

چو از بند خرد آزاد گشتم

نخواهم کرد پس گیتی عمارات

مرا گویی لباسات تو تا کی

خراباتی چه داند جز لباسات

گهی اندر سجودم پیش ساقی

گهی پیش مغنی در تحیات

پدر بر خم خمرم وقف کردست

سبیلم کرد مادر در خرابات

گهی گویم که ای ساقی قدح گیر

گهی گویم که ای مطرب غزل‌هات

گهی باده کشیده تا به مستی

گهی نعره رسیده تا سماوات

مرا موسی نفرماید به تورات

چو کردم حق فرعونی مکافات

چو دانی کاین سنایی ترهاتست

مکن بر روی سلامی خواجه هیهات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱چه خواهی کرد قرایی و طامات
  2. شمارهٔ ۷۲نخواهم من طریق و راه طامات
  3. شمارهٔ ۷۳گل به باغ آمده تقصیر چراست
  4. شمارهٔ ۷۴ای مستان خیزید که هنگام صبوح است
  5. شمارهٔ ۷۵رازی ز ازل در دل عشاق نهانست
  6. شمارهٔ ۷۶راه فقر است ای برادر فاقه در وی رفتن است
  7. شمارهٔ ۷۷دوش رفتم به سر کوی به نظّارهٔ دوست
  8. شمارهٔ ۷۸اندر دل من عشق تو چون نور یقین است
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.