پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیست

تا درد عاشقی نچشد مرد، مرد نیست

آغاز عشق یک نظرش با حلاوت‌ست

انجامِ عشق جز غم و جز آه سرد نیست

عشق آتشی‌ست در دل و آبی‌ست در دو چشم

با هر که عشق جفت‌ست زین هر دو فرد نیست

شهدی‌ست با شرنگ و نشاطی‌ست با تَعَب

داروی دردناک‌‌ست آن را که درد نیست

آن کس که عشق بازد، جان بازد و جمال

بنمای عاشقی که چو من روش زرد نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲جام می پر کن که بی جام میم انجام نیست
  2. شمارهٔ ۶۳جانا به جز از عشق تو دیگر هوسم نیست
  3. شمارهٔ ۶۴عشق رخ تو بابت هر مختصری نیست
  4. شمارهٔ ۶۵کارِ دل باز ای نگارینا ز بازی در گذشت
  5. شمارهٔ ۶۶سرگران از چشم دلبر دوش چون بر ما گذشت
  6. شمارهٔ ۶۷زینهار این یادگار از دست رفت
  7. شمارهٔ ۶۸عشق ازین معشوقگان بی وفا دل بر گرفت
  8. شمارهٔ ۶۹هر آن روزی که باشم در خرابات
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.