پرش به محتوای اصلی
سنایی

سنایی

غزلیات

۴۳۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ معشوقه از آن ظریف‌تر نیست
  2. شمارهٔ ۶۲ جام می پر کن که بی جام میم انجام نیست
  3. شمارهٔ ۶۳ جانا به جز از عشق تو دیگر هوسم نیست
  4. شمارهٔ ۶۴ عشق رخ تو بابت هر مختصری نیست
  5. شمارهٔ ۶۵ کارِ دل باز ای نگارینا ز بازی در گذشت
  6. شمارهٔ ۶۶ سرگران از چشم دلبر دوش چون بر ما گذشت
  7. شمارهٔ ۶۷ زینهار این یادگار از دست رفت
  8. شمارهٔ ۶۸ عشق ازین معشوقگان بی وفا دل بر گرفت
  9. شمارهٔ ۶۹ هر آن روزی که باشم در خرابات
  10. شمارهٔ ۷۰ تا سوی خرابات شد آن شاه خرابات
  11. شمارهٔ ۷۱ چه خواهی کرد قرایی و طامات
  12. شمارهٔ ۷۲ نخواهم من طریق و راه طامات
  13. شمارهٔ ۷۳ گل به باغ آمده تقصیر چراست
  14. شمارهٔ ۷۴ ای مستان خیزید که هنگام صبوح است
  15. شمارهٔ ۷۵ رازی ز ازل در دل عشاق نهانست
  16. شمارهٔ ۷۶ راه فقر است ای برادر فاقه در وی رفتن است
  17. شمارهٔ ۷۷ دوش رفتم به سر کوی به نظّارهٔ دوست
  18. شمارهٔ ۷۸ اندر دل من عشق تو چون نور یقین است
  19. شمارهٔ ۷۹ شور در شهر فکند آن بت زُنّارپرست
  20. شمارهٔ ۸۰ در کوی ما، که مسکنِ خوبان سعتری‌ست
  21. شمارهٔ ۸۱ ای سنایی خواجگی در عشق جانان شرط نیست
  22. شمارهٔ ۸۲ هر که در راه عشق صادق نیست
  23. شمارهٔ ۸۳ ساقیا می ده که جز می عشق را پدرام نیست
  24. شمارهٔ ۸۴ در دل آن را که روشنایی نیست
  25. شمارهٔ ۸۵ دان و آگه باش اگر شرطی نباشد با منت
  26. شمارهٔ ۸۶ نگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور باد
  27. شمارهٔ ۸۷ معشوق به سامان شد تا باد چنین باد
  28. شمارهٔ ۸۸ دوش یارم به بر خویش مرا بار نداد
  29. شمارهٔ ۸۹ روزی دل من مرا نشان داد
  30. شمارهٔ ۹۰ تا نگار من ز محفل پای در محمل نهاد
  31. شمارهٔ ۹۱ این نه زلفست آنکه او بر عارض رخشان نهاد
  32. شمارهٔ ۹۲ تا کی کنم از طرهٔ تو فریاد
  33. شمارهٔ ۹۳ ایام چو من عاشق جانباز نیابد
  34. شمارهٔ ۹۴ مرا عشق نگارینم چو آتش در جگر بندد
  35. شمارهٔ ۹۵ کسی کاندر تو دل بندد همی بر خویشتن خندد
  36. شمارهٔ ۹۶ آنکس که ز عاشقی خبر دارد
  37. شمارهٔ ۹۷ دلم با عشق آن بت کار دارد
  38. شمارهٔ ۹۸ آنرا که خدا از قلم لطف نگارد
  39. شمارهٔ ۹۹ با من بت من تیغ جفا آخته دارد
  40. شمارهٔ ۱۰۰ نور رخ تو قمر ندارد
  41. شمارهٔ ۱۰۱ آنی که چو تو گردش ایام ندارد
  42. شمارهٔ ۱۰۲ تا لب تو آنچه بهتر آن برد
  43. شمارهٔ ۱۰۳ منم که دل نکنم ساعتی ز مهر تو سرد
  44. شمارهٔ ۱۰۴ زلف پر تابت مرا در تاب کرد
  45. شمارهٔ ۱۰۵ عاشقی تا در دل ما راه کرد
  46. شمارهٔ ۱۰۶ سوال کرد دل من که دوست با تو چه کرد؟
  47. شمارهٔ ۱۰۷ روی خوبت، نهان چه خواهی کرد؟
  48. شمارهٔ ۱۰۸ ناز را رویی بباید همچو ورد
  49. شمارهٔ ۱۰۹ ای کم شده وفای تو، این نیز بگذرد
  50. شمارهٔ ۱۱۰ صحبت معشوق انتظار نیرزد
  51. شمارهٔ ۱۱۱ عشق آن معشوق خوش بر عقل و بر ادراک زد
  52. شمارهٔ ۱۱۲ خوبت آراست ای غلام ایزد
  53. شمارهٔ ۱۱۳ زهی مه رخ زهی زیبا بنامیزد بنامیزد
  54. شمارهٔ ۱۱۴ زهی چابک زهی شیرین بنامیزد بنامیزد
  55. شمارهٔ ۱۱۵ چه رنگ‌هاست که آن شوخ‌دیده نامیزد
  56. شمارهٔ ۱۱۶ دگر گردی روا باشد دلم غمگین چرا باشد
  57. شمارهٔ ۱۱۷ معشوق که او چابک و چالاک نباشد
  58. شمارهٔ ۱۱۸ هر دل که قرین غم نباشد
  59. شمارهٔ ۱۱۹ در مهر ماه زهدم و دینم خراب شد
  60. شمارهٔ ۱۲۰ از دوست به هر جوری بیزار نباید شد

متن اشعار به نقل از گنجور.