پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

دگر گردی روا باشد دلم غمگین چرا باشد

جهان پر خوبرویانند آن کن کت روا باشد

ترا گر من بوم شاید وگر نه هم روا باشد

ترا چون من فراوانند مرا چون تو کجا باشد

جفاهای تو نزد من مکافاتش به جا باشد

ولیکن آن کند هر کس که از اصلش سزا باشد

نگویند ای مسلمانان هرانکو مبتلا باشد

نباشد مبتلا الا خداوند بلا باشد

چنین گیرم که این عالم همه یکسر ترا باشد

نه آخر هر فرازی را نشیبی در قفا باشد

سنایی از غم عشقت سنایی گشت ای دلبر

مگویید ای مسلمانان خطا باشد خطا باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸هر دل که قرین غم نباشد
  2. شمارهٔ ۱۱۹در مهر ماه زهدم و دینم خراب شد
  3. شمارهٔ ۱۲۰از دوست به هر جوری بیزار نباید شد
  4. شمارهٔ ۱۲۱دل به تحفه هر که او در منزل جانان کشد
  5. شمارهٔ ۱۲۲ما را ز مه عشق تو سالی دگر آمد
  6. شمارهٔ ۱۲۳بر مه از عنبر معشوق من چنبر کند
  7. شمارهٔ ۱۲۴گر شبی عشق تو بر تخت دلم شاهی کند
  8. شمارهٔ ۱۲۵وصال حالت اگر عاشقی حلال کند
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.