پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵

چه رنگ‌هاست که آن شوخ‌دیده نامیزد

که تا مگر دلم از صحبتش بپرهیزد

گهی ز طیره‌گری نکته‌ای دراندازد

گهی به بلعجبی فتنه‌ای برانگیزد

به هیچ وقت به بازی کرشمه‌ای نکند

که صدهزار دل از غمزه درنیاویزد

گهی کزو به نفورم بر من آید زود

گهش چو خوانم با من به قصد بستیزد

ز بهر خصم همی سرمه سازد از دیده

چو دود یافت ز بهر سنایی آمیزد

خبر ندارد از آن کز بلاش نگریزم

که هیچ تشنه ز آب فرات نگریزد

هزار شربت زهر ار ز دست او بخورم

ز عشق نعرهٔ «هل من مزید» برخیزد

نه از غمست که چشمم همی ز راه مژه

هزار دریا پالونه‌وار می‌بیزد

به هر که مردم چشمم نگه کند جز از او

جنایتی شمرد، آب ازان سبب ریزد

جواب آن غزل خواجه بوسعید است این

«مرا دلیست که با عافیت نیامیزد»

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷معشوق که او چابک و چالاک نباشد
  2. شمارهٔ ۱۱۸هر دل که قرین غم نباشد
  3. شمارهٔ ۱۱۹در مهر ماه زهدم و دینم خراب شد
  4. شمارهٔ ۱۲۰از دوست به هر جوری بیزار نباید شد
  5. شمارهٔ ۱۲۱دل به تحفه هر که او در منزل جانان کشد
  6. شمارهٔ ۱۲۲ما را ز مه عشق تو سالی دگر آمد
  7. شمارهٔ ۱۲۳بر مه از عنبر معشوق من چنبر کند
  8. شمارهٔ ۱۲۴گر شبی عشق تو بر تخت دلم شاهی کند
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.