پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

در مهر ماه زهدم و دینم خراب شد

ایمان و کفر من همه رود و شراب شد

زهدم منافقی شد و دینم مشعبدی

تحقیقها نمایش و آبم سراب شد

ایمان و کفر چون می و آب زلال بود

می آب گشت و آب می صرف ناب شد

دوش از پیاله‌ای که ثریاش بنده بود

صافی می درو چو سهیل و شراب شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱دل به تحفه هر که او در منزل جانان کشد
  2. شمارهٔ ۱۲۲ما را ز مه عشق تو سالی دگر آمد
  3. شمارهٔ ۱۲۳بر مه از عنبر معشوق من چنبر کند
  4. شمارهٔ ۱۲۴گر شبی عشق تو بر تخت دلم شاهی کند
  5. شمارهٔ ۱۲۵وصال حالت اگر عاشقی حلال کند
  6. شمارهٔ ۱۲۶مردمان دوستی چنین نکنند
  7. شمارهٔ ۱۲۷گر سال عمر من به سر آید روا بود
  8. شمارهٔ ۱۲۸آفرین بادا بر آن کس کو ترا در بر بود
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.