پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

مردمان دوستی چنین نکنند

هر زمان اسب هجر زین نکنند

جنگ و آزار و خشم یکباره

مذهب و اعتقاد و دین نکنند

چون کسی را به مهر بگزینند

دیگری را بر او گزین نکنند

در رخ دوستان کمان نکشند

بر دل عاشقان کمین نکنند

چون منی را به چاره‌ها کردن

دل بیگانه را رهین نکنند

روز و شب اختیار مهر کنند

سال و مه آرزوی کین نکنند

چون وفا خوبتر بود که جفا

آن کنند اختیار و این نکنند

بر سماع حزین خورند شراب

لیک عاشق را حزین نکنند

زلف پر چین ز بهر فتنهٔ خلق

همچو زلف بتان چین نکنند

اینهمه می‌کنی و پنداری

که ترا خلق پوستین نکنند

مکن ای لعبت پری‌زاده

که پری‌زادگان چنین نکنند

همه شاه و گدا و میر و وزیر

بهر دنیا به ترک دین نکنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸آفرین بادا بر آن کس کو ترا در بر بود
  2. شمارهٔ ۱۲۹چون دو زلفین تو کمند بود
  3. شمارهٔ ۱۳۰عاشق و یارِ یار باید بود
  4. شمارهٔ ۱۳۱هزار سال به امید تو توانم بود
  5. شمارهٔ ۱۳۲روی او ماهست اگر بر ماه مشک افشان بود
  6. شمارهٔ ۱۳۳از هر چه گمان برد دلم یار نه آن بود
  7. شمارهٔ ۱۳۴نور تا کیست که آن پردهٔ روی تو بود
  8. شمارهٔ ۱۳۵با او دلم به مهر و مودت یگانه بود
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.