پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

ما را ز مه عشق تو سالی دگر آمد

دور از ره هجر تو وصالی دگر آمد

در دیده خیالی که مرا بد ز رخ تو

یکباره همه رفت و خیالی دگر آمد

بر مرکب شایسته شهنشاه شکوهت

بر تخت دل من به جمالی دگر آمد

شد نقص کمالی که مرا بود به صورت

در عالم تحقیق کمالی دگر آمد

بر طبل طلب می‌زدم از حرص دوالی

ناگاه بر آن طبل دوالی دگر آمد

از سینه نهال امل از بیم بکندم

با میوهٔ انصاف نهالی دگر آمد

بر عشوه ز من رفت به تعریض نکالات

آسوده به تصریح نکالی دگر آمد

در وصف صفا حیدر اقبال به چشمم

بر دلدل دولت به دلالی دگر آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴گر شبی عشق تو بر تخت دلم شاهی کند
  2. شمارهٔ ۱۲۵وصال حالت اگر عاشقی حلال کند
  3. شمارهٔ ۱۲۶مردمان دوستی چنین نکنند
  4. شمارهٔ ۱۲۷گر سال عمر من به سر آید روا بود
  5. شمارهٔ ۱۲۸آفرین بادا بر آن کس کو ترا در بر بود
  6. شمارهٔ ۱۲۹چون دو زلفین تو کمند بود
  7. شمارهٔ ۱۳۰عاشق و یارِ یار باید بود
  8. شمارهٔ ۱۳۱هزار سال به امید تو توانم بود
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.