پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۸

هر دل که قرین غم نباشد

از عشق بر او رقم نباشد

من عشق تو اختیار کردم

شاید که مرا درم نباشد

زیرا که درم هم از جهانست

جانان و جهان بهم نباشد

با دیدن رویت ای نگارین

گویی که غمت ز غم نباشد

تا در دل من نشسته باشی

هرگز دل من دژم نباشد

پیوسته در آن بود سنایی

تا جز به تو متهم نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۰از دوست به هر جوری بیزار نباید شد
  2. شمارهٔ ۱۲۱دل به تحفه هر که او در منزل جانان کشد
  3. شمارهٔ ۱۲۲ما را ز مه عشق تو سالی دگر آمد
  4. شمارهٔ ۱۲۳بر مه از عنبر معشوق من چنبر کند
  5. شمارهٔ ۱۲۴گر شبی عشق تو بر تخت دلم شاهی کند
  6. شمارهٔ ۱۲۵وصال حالت اگر عاشقی حلال کند
  7. شمارهٔ ۱۲۶مردمان دوستی چنین نکنند
  8. شمارهٔ ۱۲۷گر سال عمر من به سر آید روا بود
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.