پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

صحبت معشوق انتظار نیرزد

بوی گل و لاله زخم خار نیرزد

وصل نخواهم که هجر قاعدهٔ اوست

خوردن می محنت خمار نیرزد

ز آن سوی دریای عشق گر همه سودست

آن همه سود آفتِ گذار نیرزد

این دو سه روز غم وصال و فراقت

این همه آشوب کار و بار نیرزد

روز شود در شمارم از غم جانان

خود عمل عاشقی شمار نیرزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲خوبت آراست ای غلام ایزد
  2. شمارهٔ ۱۱۳زهی مه رخ زهی زیبا بنامیزد بنامیزد
  3. شمارهٔ ۱۱۴زهی چابک زهی شیرین بنامیزد بنامیزد
  4. شمارهٔ ۱۱۵چه رنگ‌هاست که آن شوخ‌دیده نامیزد
  5. شمارهٔ ۱۱۶دگر گردی روا باشد دلم غمگین چرا باشد
  6. شمارهٔ ۱۱۷معشوق که او چابک و چالاک نباشد
  7. شمارهٔ ۱۱۸هر دل که قرین غم نباشد
  8. شمارهٔ ۱۱۹در مهر ماه زهدم و دینم خراب شد
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.