پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹

ای کم شده وفای تو، این نیز بگذرد

و افزون شده جفای تو این نیز بگذرد

زین بیش نیک بود به منِ بنده رای تو

گر بد شده‌ست رای تو این نیز بگذرد

گر هست بی‌گناه دل زار مستمند

در محنت و بلای تو، این نیز بگذرد

وصل تو کی بُوَد نظر دلگشای تو

گر نیست دلگشای تو، این نیز بگذرد

گر دوری از هوای من و هست روز و شب

جای دگر هوای تو، این نیز بگذرد

بگذشت آن زمانه که بودم سزای تو

اکنون نیَم سزای تو، این نیز بگذرد

گر سیر گشتی از من و خواهی که نگذرم

گِرد دَرِ سرای تو، این نیز بگذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱عشق آن معشوق خوش بر عقل و بر ادراک زد
  2. شمارهٔ ۱۱۲خوبت آراست ای غلام ایزد
  3. شمارهٔ ۱۱۳زهی مه رخ زهی زیبا بنامیزد بنامیزد
  4. شمارهٔ ۱۱۴زهی چابک زهی شیرین بنامیزد بنامیزد
  5. شمارهٔ ۱۱۵چه رنگ‌هاست که آن شوخ‌دیده نامیزد
  6. شمارهٔ ۱۱۶دگر گردی روا باشد دلم غمگین چرا باشد
  7. شمارهٔ ۱۱۷معشوق که او چابک و چالاک نباشد
  8. شمارهٔ ۱۱۸هر دل که قرین غم نباشد
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.