پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳

زهی مه رخ زهی زیبا بنامیزد بنامیزد

زهی خوشخو زهی والا بنامیزد بنامیزد

غبار نعل اسب تو به دیده درکشد حورا

زهی سیرت زهی آسا بنامیزد بنامیزد

ز شرم روی و دندانت خجل پروین و مه هر شب

زهی زهره زهی جوزا بنامیزد بنامیزد

ز خجلت سرو قدت را همی گوید پس از سجده

زهی قامت زهی بالا بنامیزد بنامیزد

من از عشق و تو از خوبی به عالم در سمر گشته

زهی وامق زهی عذرا بنامیزد بنامیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵چه رنگ‌هاست که آن شوخ‌دیده نامیزد
  2. شمارهٔ ۱۱۶دگر گردی روا باشد دلم غمگین چرا باشد
  3. شمارهٔ ۱۱۷معشوق که او چابک و چالاک نباشد
  4. شمارهٔ ۱۱۸هر دل که قرین غم نباشد
  5. شمارهٔ ۱۱۹در مهر ماه زهدم و دینم خراب شد
  6. شمارهٔ ۱۲۰از دوست به هر جوری بیزار نباید شد
  7. شمارهٔ ۱۲۱دل به تحفه هر که او در منزل جانان کشد
  8. شمارهٔ ۱۲۲ما را ز مه عشق تو سالی دگر آمد
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.