پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

عاشقی تا در دل ما راه کرد

اغلبِ انفاس ما را آه کرد

بود هر باری دلم عاشق به طوع

برد و زیر پای عشق اکراه کرد

عیشِ چون نوشِ مرا چون زهر کرد

صبرِ چون کوهِ مرا چون کاه کرد

باز در شهر مسلمانان مغی

کرد ما را بسته و ناگاه کرد

از تن باریک من زنار ساخت

وز دل سنگینم آتشگاه کرد

با همه محنت که دیدم من به عشق

کو مرا بی قدر و آب و جاه کرد

نیک خواهم عشق را گر چه مرا

او به کام دشمن و بدخواه کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷روی خوبت، نهان چه خواهی کرد؟
  2. شمارهٔ ۱۰۸ناز را رویی بباید همچو ورد
  3. شمارهٔ ۱۰۹ای کم شده وفای تو، این نیز بگذرد
  4. شمارهٔ ۱۱۰صحبت معشوق انتظار نیرزد
  5. شمارهٔ ۱۱۱عشق آن معشوق خوش بر عقل و بر ادراک زد
  6. شمارهٔ ۱۱۲خوبت آراست ای غلام ایزد
  7. شمارهٔ ۱۱۳زهی مه رخ زهی زیبا بنامیزد بنامیزد
  8. شمارهٔ ۱۱۴زهی چابک زهی شیرین بنامیزد بنامیزد
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.