پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

روی خوبت، نهان چه خواهی کرد؟

شورش عاشقان چه خواهی کرد؟

مشک‌زلفی و نرگسین‌چشمی

تا بدان نرگسان چه خواهی کرد؟

خونم از دیدگان بپآلودی

رنج این دیدگان چه خواهی کرد؟

هر زمان با تو یار اندیشم

تا تو اندر جهان چه خواهی کرد؟

نقش آب روان مباش به پاس

نقش آب روان چه خواهی کرد؟

مژه‌تیری و ابروان چو کمان

پس تو تیر و کمان چه خواهی کرد؟

دل ببردی و قصد جان کردی

یله کن جان تو جان چه خواهی کرد؟

زان کمر طرف بر میان من است

بارِ آن بر میان چه خواهی کرد؟

ای چو جان و دلم به هر وصلت

وصلت عاشقان چه خواهی کرد؟

چون سنایی سگی به کوی تو در

نعرهٔ پاسبان چه خواهی کرد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹ای کم شده وفای تو، این نیز بگذرد
  2. شمارهٔ ۱۱۰صحبت معشوق انتظار نیرزد
  3. شمارهٔ ۱۱۱عشق آن معشوق خوش بر عقل و بر ادراک زد
  4. شمارهٔ ۱۱۲خوبت آراست ای غلام ایزد
  5. شمارهٔ ۱۱۳زهی مه رخ زهی زیبا بنامیزد بنامیزد
  6. شمارهٔ ۱۱۴زهی چابک زهی شیرین بنامیزد بنامیزد
  7. شمارهٔ ۱۱۵چه رنگ‌هاست که آن شوخ‌دیده نامیزد
  8. شمارهٔ ۱۱۶دگر گردی روا باشد دلم غمگین چرا باشد
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.