پرش به محتوای اصلی
سنایی

سنایی

غزلیات

۴۳۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ دل به تحفه هر که او در منزل جانان کشد
  2. شمارهٔ ۱۲۲ ما را ز مه عشق تو سالی دگر آمد
  3. شمارهٔ ۱۲۳ بر مه از عنبر معشوق من چنبر کند
  4. شمارهٔ ۱۲۴ گر شبی عشق تو بر تخت دلم شاهی کند
  5. شمارهٔ ۱۲۵ وصال حالت اگر عاشقی حلال کند
  6. شمارهٔ ۱۲۶ مردمان دوستی چنین نکنند
  7. شمارهٔ ۱۲۷ گر سال عمر من به سر آید روا بود
  8. شمارهٔ ۱۲۸ آفرین بادا بر آن کس کو ترا در بر بود
  9. شمارهٔ ۱۲۹ چون دو زلفین تو کمند بود
  10. شمارهٔ ۱۳۰ عاشق و یارِ یار باید بود
  11. شمارهٔ ۱۳۱ هزار سال به امید تو توانم بود
  12. شمارهٔ ۱۳۲ روی او ماهست اگر بر ماه مشک افشان بود
  13. شمارهٔ ۱۳۳ از هر چه گمان برد دلم یار نه آن بود
  14. شمارهٔ ۱۳۴ نور تا کیست که آن پردهٔ روی تو بود
  15. شمارهٔ ۱۳۵ با او دلم به مهر و مودت یگانه بود
  16. شمارهٔ ۱۳۶ هر کرا در دل خمار عشق و برنایی بود
  17. شمارهٔ ۱۳۷ هر زمان از عشقت، ای دلبر! دل من خون شود
  18. شمارهٔ ۱۳۸ ای یار بی تکلف ما را نبید باید
  19. شمارهٔ ۱۳۹ ترا باری چو من گر یار باید
  20. شمارهٔ ۱۴۰ تا رقم عاشقی در دلم آمد پدید
  21. شمارهٔ ۱۴۱ لشکر شب رفت و صبح اندر رسید
  22. شمارهٔ ۱۴۲ اقتدا بر عاشقان کن گر دلیلت هست درد
  23. شمارهٔ ۱۴۳ معشوق مرا ره قلندر زد
  24. شمارهٔ ۱۴۴ روزی بت من مست به بازار برآمد
  25. شمارهٔ ۱۴۵ هر که در کوی خرابات مرا بار دهد
  26. شمارهٔ ۱۴۶ دوش ما را در خراباتی شب معراج بود
  27. شمارهٔ ۱۴۷ هر که در عاشقی تمام بود
  28. شمارهٔ ۱۴۸ هر که در بند خویشتن نبود
  29. شمارهٔ ۱۴۹ هر کو به راه عاشقی اندر فنا شود
  30. شمارهٔ ۱۵۰ هر کو به خرابات مرا راه نماید
  31. شمارهٔ ۱۵۱ جمع خراباتیان! سوزِ نفس کم کنید
  32. شمارهٔ ۱۵۲ میر خوبان را کنون منشور خوبی در رسید
  33. شمارهٔ ۱۵۳ بیهوده چه نشینید اگر مرد مصافید
  34. شمارهٔ ۱۵۴ عاشق مشوید اگر توانید
  35. شمارهٔ ۱۵۵ هر که او معشوق دارد گو چو من عیار دار
  36. شمارهٔ ۱۵۶ ای من غلام عشق که روزی هزار بار
  37. شمارهٔ ۱۵۷ جانا ز غم عشق تو من زارم من زار
  38. شمارهٔ ۱۵۸ ما را مدار خوار که ما عاشقیم و زار
  39. شمارهٔ ۱۵۹ زهی حسن و زهی عشق و زهی نور و زهی نار
  40. شمارهٔ ۱۶۰ ای سنایی خیز و در ده آن شراب بی‌خمار
  41. شمارهٔ ۱۶۱ زینهار ای یار ِگلرخ زینهار
  42. شمارهٔ ۱۶۲ ای نهاده بر گل از مشک سیه پیچان دو مار
  43. شمارهٔ ۱۶۳ هر کرا در دل بود بازار یار
  44. شمارهٔ ۱۶۴ چون رخ به سراب آری ای مه به شراب اندر
  45. شمارهٔ ۱۶۵ ماهی که ز رخسارش فتنه‌ست به چین اندر
  46. شمارهٔ ۱۶۶ غریبیم چون حسنت ای خوش‌پسر
  47. شمارهٔ ۱۶۷ تا کی از ناموس هیهات ای پسر
  48. شمارهٔ ۱۶۸ راحتی جان را به گفتار ای پسر
  49. شمارهٔ ۱۶۹ صبح پیروزی برآمد زود بر خیز ای پسر
  50. شمارهٔ ۱۷۰ حلقهٔ زلف تو در گوش ای پسر
  51. شمارهٔ ۱۷۱ باز در دام بلای تو فتادیم ای پسر
  52. شمارهٔ ۱۷۲ ماه مجلس خوانمت یا سرو بستان ای پسر
  53. شمارهٔ ۱۷۳ من تو را ام حلقه در گوش ای پسر!
  54. شمارهٔ ۱۷۴ چون سخنگویی از آن لب لطف باری، ای پسر!
  55. شمارهٔ ۱۷۵ زلف چون زنجیر و چون قیر ای پسر
  56. شمارهٔ ۱۷۶ همواره جفا کردن تا کی بود ای دلبر
  57. شمارهٔ ۱۷۷ ای سنایی کفر و دین در عاشقی یکسان شمر
  58. شمارهٔ ۱۷۸ ای یوسف حسن و کشی خورشید خوی خوش سیر
  59. شمارهٔ ۱۷۹ ساقیا می ده و نمی کم گیر
  60. شمارهٔ ۱۸۰ هر زمان چنگ بر کنار مگیر

متن اشعار به نقل از گنجور.