پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱

جمع خراباتیان! سوزِ نفس کم کنید

باده نهانی خورید، بانگ جرس کم کنید

نیست جز از نیستی، سیرت آزادگان

در ره آزادگان صحو و درس کم کنید

راه خرابات را جز به مژه نسپرید

مرکب طامات را زین هوس کم کنید

مجمع عشاق را، قبله، رخِ یار بس

چون به نماز-اَندرید، روی به پس کم کنید

قافلهٔ عاشقان، راه ز جان رفته‌اند

گر ز وفا آگهید، قصد فرس کم کنید

روی نبینیم ما، دیدن سیمرغ را

نیست چو مرغی کنون ز آه و نفس کم کنید

گر نتوانید گفت، مذهب شیران نر

در صف آزادگان، عیب مگس کم کنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳بیهوده چه نشینید اگر مرد مصافید
  2. شمارهٔ ۱۵۴عاشق مشوید اگر توانید
  3. شمارهٔ ۱۵۵هر که او معشوق دارد گو چو من عیار دار
  4. شمارهٔ ۱۵۶ای من غلام عشق که روزی هزار بار
  5. شمارهٔ ۱۵۷جانا ز غم عشق تو من زارم من زار
  6. شمارهٔ ۱۵۸ما را مدار خوار که ما عاشقیم و زار
  7. شمارهٔ ۱۵۹زهی حسن و زهی عشق و زهی نور و زهی نار
  8. شمارهٔ ۱۶۰ای سنایی خیز و در ده آن شراب بی‌خمار
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.