پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۷

جانا ز غم عشق تو من زارم من زار

از تودهٔ سیسنبر در بارم در بار

هر چند که بیزار شدم من ز جفاهات

زین مایهٔ بیزاری بیزارم بیزار

تا در کف اندوه بماندست دل من

زین محنت و اندوه بر آزارم آزار

از بهر رضای دل تو از دل و از جان

ای دوست به جان تو که آوارم آوار

ای روی تو چون روز و دو زلفین تو چون شب

پیوسته شب از عشق تو بیدارم بیدار

ای نقطهٔ خوبی و نکویی به همه وقت

گردندهٔ عشق تو چو پرگارم پرگار

پیکار نیم از غمت ای ماه شب و روز

بر درگه سودای تو بر کارم بر کار

در کعبهٔ تیمار اگر چند مقیمم

ای یار چنان دان که به خمارم خمار

از عشوهٔ عشق تو اگر مست شدم مست

از خوردن اندوه تو هشیارم هشیار

از هجر تو نزدیک سنایی چو رخ تو

اندر چمن عشق به گلزارم گلزار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۹زهی حسن و زهی عشق و زهی نور و زهی نار
  2. شمارهٔ ۱۶۰ای سنایی خیز و در ده آن شراب بی‌خمار
  3. شمارهٔ ۱۶۱زینهار ای یار ِگلرخ زینهار
  4. شمارهٔ ۱۶۲ای نهاده بر گل از مشک سیه پیچان دو مار
  5. شمارهٔ ۱۶۳هر کرا در دل بود بازار یار
  6. شمارهٔ ۱۶۴چون رخ به سراب آری ای مه به شراب اندر
  7. شمارهٔ ۱۶۵ماهی که ز رخسارش فتنه‌ست به چین اندر
  8. شمارهٔ ۱۶۶غریبیم چون حسنت ای خوش‌پسر
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.