پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۵

ماهی که ز رخسارش فتنه‌ست به چین اندر

وز طرهٔ طرارش رخنه‌ست به دین اندر

افسون لب عیسی دارد به دهان اندر

برهان کف موسی دارد به جبین اندر

کز نوک سلیمانی بر طرف کمر دارد

وز ننگ سلیمان را دارد به نگین اندر

از طلعت و رخسارش خورشید چو مظلومان

افتد ز فلک هر دم پیشش به زمین اندر

خرم بود آن روزی کز بهر طرب دارم

زلفش به یسار اندر ساغر به یمین اندر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۷تا کی از ناموس هیهات ای پسر
  2. شمارهٔ ۱۶۸راحتی جان را به گفتار ای پسر
  3. شمارهٔ ۱۶۹صبح پیروزی برآمد زود بر خیز ای پسر
  4. شمارهٔ ۱۷۰حلقهٔ زلف تو در گوش ای پسر
  5. شمارهٔ ۱۷۱باز در دام بلای تو فتادیم ای پسر
  6. شمارهٔ ۱۷۲ماه مجلس خوانمت یا سرو بستان ای پسر
  7. شمارهٔ ۱۷۳من تو را ام حلقه در گوش ای پسر!
  8. شمارهٔ ۱۷۴چون سخنگویی از آن لب لطف باری، ای پسر!
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.