پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۹

صبح پیروزی برآمد زود بر خیز ای پسر

خفتگان از خواب ناپاکی برانگیز ای پسر

مجلس ما از جمال خود برافروز ای غلام

می ز جام خسروانی در قدح ریز ای پسر

یک زمان با ما به خلوت می بخور خرم بزی

یک زمان با ما به کام دل برآمیز ای پسر

عاشقان را از کنار و بوسه دادن چاره نیست

دل بنه بر بوسه دادن هیچ مستیز ای پسر

گر ز بهر بوسه دادن در تو آویزد کسی

روز محشر همچو خصمان در من آویز ای پسر

گر توانی کرد با ما زندگی زینسان درآی

ور نه زود از پیش ما برخیز و بگریز ای پسر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱باز در دام بلای تو فتادیم ای پسر
  2. شمارهٔ ۱۷۲ماه مجلس خوانمت یا سرو بستان ای پسر
  3. شمارهٔ ۱۷۳من تو را ام حلقه در گوش ای پسر!
  4. شمارهٔ ۱۷۴چون سخنگویی از آن لب لطف باری، ای پسر!
  5. شمارهٔ ۱۷۵زلف چون زنجیر و چون قیر ای پسر
  6. شمارهٔ ۱۷۶همواره جفا کردن تا کی بود ای دلبر
  7. شمارهٔ ۱۷۷ای سنایی کفر و دین در عاشقی یکسان شمر
  8. شمارهٔ ۱۷۸ای یوسف حسن و کشی خورشید خوی خوش سیر
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.