پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۶

همواره جفا کردن تا کی بود ای دلبر

پیوسته بلا کردن تا کی بود ای دلبر

من با تو دل یکتا وانگه تو ز غم تشنه

چون زلف دوتا کردن تا کی بود ای دلبر

پیراهن صبر ما اندر غم هجرانت

چون چاک قبا کردن تا کی بود ای دلبر

بی روی چو خورشیدت بیچاره سنایی را

گردان چو سها کردن تا کی بود ای دلبر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۸ای یوسف حسن و کشی خورشید خوی خوش سیر
  2. شمارهٔ ۱۷۹ساقیا می ده و نمی کم گیر
  3. شمارهٔ ۱۸۰هر زمان چنگ بر کنار مگیر
  4. شمارهٔ ۱۸۱سکوت معنویان را بیا و کار بساز
  5. شمارهٔ ۱۸۲با تابش زلف و رخت ای ماه دل‌افروز
  6. شمارهٔ ۱۸۳تا جایزی همی نشناسی ز لایجوز
  7. شمارهٔ ۱۸۴دلبر من عین کمالست و بس
  8. شمارهٔ ۱۸۵چون تو نمودی جمال عشق بتان شد هوس
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.