پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰

حلقهٔ زلف تو در گوش ای پسر

عالمی افگنده در جوش ای پسر

کیست در عالم که بیند مر تو را

کش به جا ماند دل و هوش ای پسر

هم تویی ماه قدح‌گیر ای غلام

هم تویی سرو قباپوش ای پسر

سرو در بر دارم و مه در کنار

چون تو را دارم در آغوش ای پسر

بر جفا کاری چه کوشی ای غلام

بر وفاداری همی کوش ای پسر

امشب ای دلبر به دام آویختی

کز برم بگریختی دوش ای پسر

بوسهٔ نوشین همی بخش از عقیق

بادهٔ نوشین همی نوش ای پسر

کم کن این آزار و این بدها مجوی

میر داد اینجاست خاموش ای پسر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲ماه مجلس خوانمت یا سرو بستان ای پسر
  2. شمارهٔ ۱۷۳من تو را ام حلقه در گوش ای پسر!
  3. شمارهٔ ۱۷۴چون سخنگویی از آن لب لطف باری، ای پسر!
  4. شمارهٔ ۱۷۵زلف چون زنجیر و چون قیر ای پسر
  5. شمارهٔ ۱۷۶همواره جفا کردن تا کی بود ای دلبر
  6. شمارهٔ ۱۷۷ای سنایی کفر و دین در عاشقی یکسان شمر
  7. شمارهٔ ۱۷۸ای یوسف حسن و کشی خورشید خوی خوش سیر
  8. شمارهٔ ۱۷۹ساقیا می ده و نمی کم گیر
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.