پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۷

تا کی از ناموس هیهات ای پسر

بامدادان جام می هات ای پسر

ساغری پر کن ز خون رز مرا

کاین دلم خون شد ز غمهات ای پسر

خوش بزی با دوستان یک دم بزن

دل بپرداز از مهمات ای پسر

بر نشاط و خرمی یک دم بزی

وقت کن ایام و ساعات ای پسر

هر کجا دلدادهٔ آواره‌ای

بینی او را کن مراعات ای پسر

چند بر طاعات ما راحت کنی

نیست ما را برگ طاعات ای پسر

عاشقان مست را وقت صبوح

سود کی بخشد مقالات ای پسر

هر زمان خوانی خراباتی مرا

چند باشی زین محالات ای پسر

کاشکی یک دم گذارندی مرا

در صف اهل خرابات ای پسر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۹صبح پیروزی برآمد زود بر خیز ای پسر
  2. شمارهٔ ۱۷۰حلقهٔ زلف تو در گوش ای پسر
  3. شمارهٔ ۱۷۱باز در دام بلای تو فتادیم ای پسر
  4. شمارهٔ ۱۷۲ماه مجلس خوانمت یا سرو بستان ای پسر
  5. شمارهٔ ۱۷۳من تو را ام حلقه در گوش ای پسر!
  6. شمارهٔ ۱۷۴چون سخنگویی از آن لب لطف باری، ای پسر!
  7. شمارهٔ ۱۷۵زلف چون زنجیر و چون قیر ای پسر
  8. شمارهٔ ۱۷۶همواره جفا کردن تا کی بود ای دلبر
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.