پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۹

زهی حسن و زهی عشق و زهی نور و زهی نار

زهی خط و زهی زلف و زهی مور و زهی مار

به نزدیک من از شق زهی شور و زهی شر

به درگاه تو از حسن زهی کار و زهی بار

به بالا و کمرگاه به زلفین و به مژگان

زهی تیر و زهی تار و زهی قیر و زهی قار

یکی گلبنی از روح گلت عقل و گلت عشق

زهی بیخ و زهی شاخ و زهی برگ و زهی بار

بهشت از تو و گردون حواس از تو و ارکان

زهی هشت و زهی هفت زهی پنج و زهی چار

برین فرق و برین دست برین روی و برین دل

زهی خاک و زهی باد زهی آب و زهی نار

میان خرد و روح دو زلفین و دو چشمت

زهی حل و زهی عقد زهی گیر و زهی دار

همه دل سوختگان را از سر زلف و زنخدانت

زهی جاه و زهی چاه زهی بند و زهی بار

به نزدیک سناییست ز عشق تو و غیرت

زهی نام و زهی ننگ زهی فخر و زهی عار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۱زینهار ای یار ِگلرخ زینهار
  2. شمارهٔ ۱۶۲ای نهاده بر گل از مشک سیه پیچان دو مار
  3. شمارهٔ ۱۶۳هر کرا در دل بود بازار یار
  4. شمارهٔ ۱۶۴چون رخ به سراب آری ای مه به شراب اندر
  5. شمارهٔ ۱۶۵ماهی که ز رخسارش فتنه‌ست به چین اندر
  6. شمارهٔ ۱۶۶غریبیم چون حسنت ای خوش‌پسر
  7. شمارهٔ ۱۶۷تا کی از ناموس هیهات ای پسر
  8. شمارهٔ ۱۶۸راحتی جان را به گفتار ای پسر
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.