پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۸

ما را مدار خوار که ما عاشقیم و زار

بیمار و دل‌فگار و جدا‌مانده از نگار

ما را مگوی سرو که ما رنج دیده‌ایم

از گشت آسمان وز آسیب روزگار

زین صعب‌تر چه باشد زین بیشتر که هست‌‌؟!

بیماری و غریبی و تیمار و هجر یار

رنج دگر مخواه و برین‌بَر فزون مجوی

ما را بس است اینکه بر او آمده‌ست کار

بر ما حلال گشت غم و ناله و خروش

چونان که شد حرام می نوش خوشگوار

ما را به نزد هیچ کسی زینهار نیست

خواهیم زینهار به روزی هزار بار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۰ای سنایی خیز و در ده آن شراب بی‌خمار
  2. شمارهٔ ۱۶۱زینهار ای یار ِگلرخ زینهار
  3. شمارهٔ ۱۶۲ای نهاده بر گل از مشک سیه پیچان دو مار
  4. شمارهٔ ۱۶۳هر کرا در دل بود بازار یار
  5. شمارهٔ ۱۶۴چون رخ به سراب آری ای مه به شراب اندر
  6. شمارهٔ ۱۶۵ماهی که ز رخسارش فتنه‌ست به چین اندر
  7. شمارهٔ ۱۶۶غریبیم چون حسنت ای خوش‌پسر
  8. شمارهٔ ۱۶۷تا کی از ناموس هیهات ای پسر
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.