پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۳

بیهوده چه نشینید اگر مرد مصافید

خیزید همی گرد در دوست طوافید

از جانب خود هر دو جهان هیچ مجویید

جز جانب معشوق اگر صوفی صافید

چون مایه همی در پی یک سود بدادید

آنگاه کنم حکم که در صرف صرافید

تا بر نکنید جان و دل از غیر دلارام

دعوی مکنید صفوت و بیهوده ملافید

دارید سرای طایفه دستی بهم آرید

ورنه سرتان دادم خیزید معافید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۵هر که او معشوق دارد گو چو من عیار دار
  2. شمارهٔ ۱۵۶ای من غلام عشق که روزی هزار بار
  3. شمارهٔ ۱۵۷جانا ز غم عشق تو من زارم من زار
  4. شمارهٔ ۱۵۸ما را مدار خوار که ما عاشقیم و زار
  5. شمارهٔ ۱۵۹زهی حسن و زهی عشق و زهی نور و زهی نار
  6. شمارهٔ ۱۶۰ای سنایی خیز و در ده آن شراب بی‌خمار
  7. شمارهٔ ۱۶۱زینهار ای یار ِگلرخ زینهار
  8. شمارهٔ ۱۶۲ای نهاده بر گل از مشک سیه پیچان دو مار
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.