پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۵

هر که او معشوق دارد گو چو من عیار دار

خوش‌لب و شیرین‌زبان خوش‌عیش و خوش‌گفتار دار

یار معنی‌دار باید خاصه اندر دوستی

تا توانی دوستی با یار معنی‌دار دار

از عزیزی گر نخواهی تا به خواری اوفتی

روی نیکو را عزیز و مال و نعمت خوار دار

ماه ترکستان بسی از ماه گردون خوب‌تر

مه ز ترکستان گزین وز ماه گردون عار دار

زلف عنبربار گیر و جام مالامال کش

دوستی با جام و با زلفین عنبربار دار

ور همی خواهی که گردد کار تو همچون نگار

چون سنایی خویشتن در عشق او بر کار دار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷جانا ز غم عشق تو من زارم من زار
  2. شمارهٔ ۱۵۸ما را مدار خوار که ما عاشقیم و زار
  3. شمارهٔ ۱۵۹زهی حسن و زهی عشق و زهی نور و زهی نار
  4. شمارهٔ ۱۶۰ای سنایی خیز و در ده آن شراب بی‌خمار
  5. شمارهٔ ۱۶۱زینهار ای یار ِگلرخ زینهار
  6. شمارهٔ ۱۶۲ای نهاده بر گل از مشک سیه پیچان دو مار
  7. شمارهٔ ۱۶۳هر کرا در دل بود بازار یار
  8. شمارهٔ ۱۶۴چون رخ به سراب آری ای مه به شراب اندر
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.