پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

معشوق مرا ره قلندر زد

زان راه به جانم آتش اندر زد

گه رفت ره صلاح دینداری

گه راه مقامران لنگر زد

رندی در زهد و کفر در ایمان

ظلمت در نور و خیر در شر زد

خمیده چو حلقه کرد قد من

و آنگاه مرا چو حلقه بر در زد

چون سوخت مرا بر آتش دوزخ

وز آتش دوزخ آب کوثر زد

در صومعه پای کوفت از مستی

ابدال ز عشق دست بر سر زد

با آب عنب به صومعه در شد

در میکده آب زر بر آذر زد

گر من نه به کام خویشم او باری

با آنکه دلم نخواست خوشتر زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵هر که در کوی خرابات مرا بار دهد
  2. شمارهٔ ۱۴۶دوش ما را در خراباتی شب معراج بود
  3. شمارهٔ ۱۴۷هر که در عاشقی تمام بود
  4. شمارهٔ ۱۴۸هر که در بند خویشتن نبود
  5. شمارهٔ ۱۴۹هر کو به راه عاشقی اندر فنا شود
  6. شمارهٔ ۱۵۰هر کو به خرابات مرا راه نماید
  7. شمارهٔ ۱۵۱جمع خراباتیان! سوزِ نفس کم کنید
  8. شمارهٔ ۱۵۲میر خوبان را کنون منشور خوبی در رسید
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.