پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

هر که در کوی خرابات مرا بار دهد

به کمال و کرمش جان من اقرار دهد

بار در کوی خرابات مرا هیچ کسی

ندهد ور دهد آن یار وفادار دهد

در خرابات بود یار من و من شب و روز

به سر کوی همی گردم تا بار دهد

ای خوشا کوی خرابات که پیوسته در او

مر مرا دوست همی وعدهٔ دیدار دهد

هر که او حال خرابات بداند به درست

هر چه دارد همه در حال به بازار دهد

در خرابات نبینی که ز مستی همه سال

راهب دیر ترا کُشتی و زُنّار دهد

آنکه چون باشد هشیار به فرزند عزیز

دِرمی سیم به صد زاری دشخوار دهد

هر دو عالم را چون مست شود از دل و جان

به بهای قدح می دهد و خوار دهد

آنکه بیرون خرابات به قطمیر و نقیر

چون در آید به خرابات به قنطار دهد

آنکه نانی همه آفاق بود در چشمش

در خرابات به می جبه و دستار دهد

آنکه او کیسه ز طرار نگهدارد چون

به خرابات شود کیسه به طرار دهد

ای تو کز کوی خرابات نداری گذری

زان سناییت همی پند به مقدار دهد

تو برو زاویهٔ زهد نگهدار و مترس

که خداوند سزا را به سزاوار دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷هر که در عاشقی تمام بود
  2. شمارهٔ ۱۴۸هر که در بند خویشتن نبود
  3. شمارهٔ ۱۴۹هر کو به راه عاشقی اندر فنا شود
  4. شمارهٔ ۱۵۰هر کو به خرابات مرا راه نماید
  5. شمارهٔ ۱۵۱جمع خراباتیان! سوزِ نفس کم کنید
  6. شمارهٔ ۱۵۲میر خوبان را کنون منشور خوبی در رسید
  7. شمارهٔ ۱۵۳بیهوده چه نشینید اگر مرد مصافید
  8. شمارهٔ ۱۵۴عاشق مشوید اگر توانید
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.