پرش به محتوای اصلی
سنایی

سنایی

غزلیات

۴۳۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ سکوت معنویان را بیا و کار بساز
  2. شمارهٔ ۱۸۲ با تابش زلف و رخت ای ماه دل‌افروز
  3. شمارهٔ ۱۸۳ تا جایزی همی نشناسی ز لایجوز
  4. شمارهٔ ۱۸۴ دلبر من عین کمالست و بس
  5. شمارهٔ ۱۸۵ چون تو نمودی جمال عشق بتان شد هوس
  6. شمارهٔ ۱۸۶ ای من غریب کوی تو از کوی تو بر من عسس
  7. شمارهٔ ۱۸۷ ای من غلام روی تو تا در تنم باشد نفس
  8. شمارهٔ ۱۸۸ ای ز ما سیر آمده بدرود باش
  9. شمارهٔ ۱۸۹ ای ز خوبی مست هان هشیار باش
  10. شمارهٔ ۱۹۰ ای سنایی دل بدادی، در پی دلدار باش
  11. شمارهٔ ۱۹۱ ای دل اندر نیستی چون دم زنی خمّار باش
  12. شمارهٔ ۱۹۲ ای پسر میخواره و قلاش باش
  13. شمارهٔ ۱۹۳ بامدادان شاه خود را دیده‌ام بر مرکبش
  14. شمارهٔ ۱۹۴ ای سنایی جان ده و در بند کام دل مباش
  15. شمارهٔ ۱۹۵ ای جهان‌افروز دلبر ای بت خورشیدفش
  16. شمارهٔ ۱۹۶ دلم برد آن دلارامی که در چاه زنخدانش
  17. شمارهٔ ۱۹۷ برخیز و برو باده بیار ای پسر خوش
  18. شمارهٔ ۱۹۸ الا ای دلربای خوش بیا کامد بهاری خوش
  19. شمارهٔ ۱۹۹ بر من از عشقت شبیخون بود دوش
  20. شمارهٔ ۲۰۰ چه رسم‌ست آن نهادن زلف بر دوش
  21. شمارهٔ ۲۰۱ از فلک در تاب بودم دی و دوش
  22. شمارهٔ ۲۰۲ در عشق تو ای نگار خاموش
  23. شمارهٔ ۲۰۳ دوش تا روز من از عشق تو بودم به خروش
  24. شمارهٔ ۲۰۴ ز جزع و لعلت ای سیمین بناگوش
  25. شمارهٔ ۲۰۵ چون نهی زلفِ تافته بر گوش
  26. شمارهٔ ۲۰۶ ای جور گرفته مذهب و کیش
  27. شمارهٔ ۲۰۷ آن کژدم زلف تو که زد بر دل من نیش
  28. شمارهٔ ۲۰۸ ای زلف تو تکیه کرده بر گوش
  29. شمارهٔ ۲۰۹ ای بس قدح درد که کردست دلم نوش
  30. شمارهٔ ۲۱۰ تا به بستانم نشاندی بر بساط انبساط
  31. شمارهٔ ۲۱۱ ای زلف تو بند و دام عاشق
  32. شمارهٔ ۲۱۲ خویشتن‌داری کنید ای عاشقان! با درد عشق
  33. شمارهٔ ۲۱۳ تا دل من صید شد در دام عشق
  34. شمارهٔ ۲۱۴ از حل و از حرام گذشتست کام عشق
  35. شمارهٔ ۲۱۵ تا جهان باشد نخواهم در جهان هجران عشق
  36. شمارهٔ ۲۱۶ من کیستم ای نگار چالاک
  37. شمارهٔ ۲۱۷ ای بلبل وصل تو طربناک
  38. شمارهٔ ۲۱۸ در زلف تو دادند نگارا خبر دل
  39. شمارهٔ ۲۱۹ چاک زد جان پدر دست صبا دامن گل
  40. شمارهٔ ۲۲۰ ای ساقی خیز و پر کن آن جام
  41. شمارهٔ ۲۲۱ هر شب نماز شام بود شادیم تمام
  42. شمارهٔ ۲۲۲ بس که من دل را به دام عشق خوبان بسته‌ام
  43. شمارهٔ ۲۲۳ دلبرا! تا نامهٔ عزل از وصالت خوانده‌ام
  44. شمارهٔ ۲۲۴ برندارم دل ز مهرت دلبرا تا زنده‌ام
  45. شمارهٔ ۲۲۵ صنما تا بزیم بندهٔ دیدار توام
  46. شمارهٔ ۲۲۶ بستهٔ یار قلندر مانده‌ام
  47. شمارهٔ ۲۲۷ تا بر آن روی چو ماه آموختم
  48. شمارهٔ ۲۲۸ از همت عشق بافتوحم
  49. شمارهٔ ۲۲۹ دگر بار ای مسلمانان به قلاشی در افتادم
  50. شمارهٔ ۲۳۰ تا من به تو ای بت اقتدی کردم
  51. شمارهٔ ۲۳۱ دستی که به عهد دوست دادیم
  52. شمارهٔ ۲۳۲ ما عاشق همت بلندیم
  53. شمارهٔ ۲۳۳ خیز تا ما یک قدم بر فرق این عالم زنیم
  54. شمارهٔ ۲۳۴ خیز تا بر یاد عشق خوبرویان می زنیم
  55. شمارهٔ ۲۳۵ پسرا خیز تا صبوح کنیم
  56. شمارهٔ ۲۳۶ خیز تا در صف عقل و عافیت جولان کنیم
  57. شمارهٔ ۲۳۷ گفتم از عشقش مگر بگریختم
  58. شمارهٔ ۲۳۸ الا ای ساقی دلبر مدار از می تهی دستم
  59. شمارهٔ ۲۳۹ من نصیب خویش دوش از عمر خود برداشتم
  60. شمارهٔ ۲۴۰ تو را دل دادم ای دلبر، شبت خوش باد، من رفتم

متن اشعار به نقل از گنجور.