پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۳

دوش تا روز من از عشق تو بودم به خروش

تو چه دانی که چه بود از غم تو بر من دوش

می زدم آب صبوری ز دو دیده بر دل

چون دل از آتش عشق تو برآوردی جوش

گاه چون نای بُدم از غم تو با ناله

گاه بودم چو کمانچه ز فراقت به خروش

هر شبم وعده دهی کایم و نایی بر من

چند ازین عشوه خرم من ز تو ای عشوه‌فروش‌؟

هم به جان تو که بر یاد لب نوشینت

هر‌چه در عالم زهر است توان کردن نوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۵چون نهی زلفِ تافته بر گوش
  2. شمارهٔ ۲۰۶ای جور گرفته مذهب و کیش
  3. شمارهٔ ۲۰۷آن کژدم زلف تو که زد بر دل من نیش
  4. شمارهٔ ۲۰۸ای زلف تو تکیه کرده بر گوش
  5. شمارهٔ ۲۰۹ای بس قدح درد که کردست دلم نوش
  6. شمارهٔ ۲۱۰تا به بستانم نشاندی بر بساط انبساط
  7. شمارهٔ ۲۱۱ای زلف تو بند و دام عاشق
  8. شمارهٔ ۲۱۲خویشتن‌داری کنید ای عاشقان! با درد عشق
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.