پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۲

در عشق تو ای نگار خاموش

بفزود مرا غمان و شد هوش

من عشق ترا به جان خریدم

تو مهر مرا به یاوه مفروش

هرگز نشود غمت ز یادم

تو نیز مرا مکن فراموش

شد خواب ز چشم من رمیده

تا هست غم توام در آغوش

ما را چه کشی به چشم آهوی

مار ا چه دهی تو خواب خرگوش

آویخته شد دلم نگون سار

همچون سر زلفت از بر دوش

تا آب رخم فراق تو ریخت

آمد دل من ز درد در جوش

تا کی ز تو خواهم استعانت

یک روز حدیث بنده بنیوش

گر زهر هلاهل از تو یابم

با یاد تو زهر باشدم نوش

امشب بجهم ز جور عشقت

گر زان که نجستم از غمت دوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۴ز جزع و لعلت ای سیمین بناگوش
  2. شمارهٔ ۲۰۵چون نهی زلفِ تافته بر گوش
  3. شمارهٔ ۲۰۶ای جور گرفته مذهب و کیش
  4. شمارهٔ ۲۰۷آن کژدم زلف تو که زد بر دل من نیش
  5. شمارهٔ ۲۰۸ای زلف تو تکیه کرده بر گوش
  6. شمارهٔ ۲۰۹ای بس قدح درد که کردست دلم نوش
  7. شمارهٔ ۲۱۰تا به بستانم نشاندی بر بساط انبساط
  8. شمارهٔ ۲۱۱ای زلف تو بند و دام عاشق
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.