پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۱

از فلک در تاب بودم دی و دوش

وز غمت بی تاب بودم دی و دوش

با لب خشک از سرشک دیدگان

در میان آب بودم دی و دوش

گاه می‌خوردم گه از بحر دعا

روی در محراب بودم دی و دوش

بی رخ تو در میان بحر آب

با نبید ناب بودم دی و دوش

از کمال هجر در صحرای درد

تیر در پرتاب بودم دی و دوش

صحبت دیدار تو جستم همی

گرچه با اصحاب بودم دی و دوش

بی تو لرزان و طپان بر روی خاک

راست چون سیماب بودم دی و دوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۳دوش تا روز من از عشق تو بودم به خروش
  2. شمارهٔ ۲۰۴ز جزع و لعلت ای سیمین بناگوش
  3. شمارهٔ ۲۰۵چون نهی زلفِ تافته بر گوش
  4. شمارهٔ ۲۰۶ای جور گرفته مذهب و کیش
  5. شمارهٔ ۲۰۷آن کژدم زلف تو که زد بر دل من نیش
  6. شمارهٔ ۲۰۸ای زلف تو تکیه کرده بر گوش
  7. شمارهٔ ۲۰۹ای بس قدح درد که کردست دلم نوش
  8. شمارهٔ ۲۱۰تا به بستانم نشاندی بر بساط انبساط
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.