پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۷

برخیز و برو باده بیار ای پسر خوش

وین گفت مرا خوار مدار ای پسر خوش

باده خور و مستی کن و دلداری و عشرت

و اندوه جهان باد شمار ای پسر خوش

رنج و غم بیهوده منه بر دل و بر جان

و آن چت بنخارد بمخار ای پسر خوش

خواهی که بود خاک درت افسر عشاق

در باده فزون کن تو خمار ای پسر خوش

ناموس خرد بشکن و سالوس طریقت

وز هر دو برآور تو دمار ای پسر خوش

زهد و گنه و کفر و هدی را همه در هم

در باز به یک داو قمار ای پسر خوش

تا زنده شود مجلس ما از رخ و زلفت

در مجلس ما مشک و گل آر ای پسر خوش

از جان و جوانی نبود شاد سنایی

تا دل نکند بر تو نثار ای پسر خوش

صد سجدهٔ شکر از دل و از جان به تو آرد

او را ز چه داری تو فگار ای پسر خوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۹بر من از عشقت شبیخون بود دوش
  2. شمارهٔ ۲۰۰چه رسم‌ست آن نهادن زلف بر دوش
  3. شمارهٔ ۲۰۱از فلک در تاب بودم دی و دوش
  4. شمارهٔ ۲۰۲در عشق تو ای نگار خاموش
  5. شمارهٔ ۲۰۳دوش تا روز من از عشق تو بودم به خروش
  6. شمارهٔ ۲۰۴ز جزع و لعلت ای سیمین بناگوش
  7. شمارهٔ ۲۰۵چون نهی زلفِ تافته بر گوش
  8. شمارهٔ ۲۰۶ای جور گرفته مذهب و کیش
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.