پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۹

بر من از عشقت شبیخون بود دوش

آب چشمم قطرهٔ خون بود دوش

در دل از عشق تو دوزخ می‌نمود

در کنار از دیده جیحون بود دوش

ای توانگر همچو قارون از جمال

عاشق از عشق تو قارون بود دوش

ای به رخ ماه زمین بی روی تو

مونس من ماه گردون بود دوش

بی تو دوش از عمر نشمردم همی

کز شمار عمر بیرون بود دوش

چون شب دوشین شبی هرگز مباد

کز همه شبها غم افزون بود دوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱از فلک در تاب بودم دی و دوش
  2. شمارهٔ ۲۰۲در عشق تو ای نگار خاموش
  3. شمارهٔ ۲۰۳دوش تا روز من از عشق تو بودم به خروش
  4. شمارهٔ ۲۰۴ز جزع و لعلت ای سیمین بناگوش
  5. شمارهٔ ۲۰۵چون نهی زلفِ تافته بر گوش
  6. شمارهٔ ۲۰۶ای جور گرفته مذهب و کیش
  7. شمارهٔ ۲۰۷آن کژدم زلف تو که زد بر دل من نیش
  8. شمارهٔ ۲۰۸ای زلف تو تکیه کرده بر گوش
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.