پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۸

الا ای دلربای خوش بیا کامد بهاری خوش

شراب تلخ ما را ده که هست این روزگاری خوش

سزد گر ما به دیدارت بیاراییم مجلس را

چو شد آراسته گیتی به بوی نوبهاری خوش

همی بوییم هر ساعت همی نوشیم هر لحظه

گل اندر بوستانی نو مل اندر مرغزاری خوش

گهی از دست تو گیریم چون آتش می صافی

گهی در وصف تو خوانیم شعر آبداری خوش

کنون در انتظار گل سراید هر شبی بلبل

غزلهای لطیف خوش به نغمه‌های زاری خوش

شود صحرا همه گلشن شود گیتی همه روشن

چو خرم مجلس عالی و باد مشکباری خوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۰چه رسم‌ست آن نهادن زلف بر دوش
  2. شمارهٔ ۲۰۱از فلک در تاب بودم دی و دوش
  3. شمارهٔ ۲۰۲در عشق تو ای نگار خاموش
  4. شمارهٔ ۲۰۳دوش تا روز من از عشق تو بودم به خروش
  5. شمارهٔ ۲۰۴ز جزع و لعلت ای سیمین بناگوش
  6. شمارهٔ ۲۰۵چون نهی زلفِ تافته بر گوش
  7. شمارهٔ ۲۰۶ای جور گرفته مذهب و کیش
  8. شمارهٔ ۲۰۷آن کژدم زلف تو که زد بر دل من نیش
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.