پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۵

پسرا خیز تا صبوح کنیم

راح را همنشین روح کنیم

مفلسانیم یک زمان بگذار

از شرابی دو تا فتوح کنیم

باده نوشیم بی ریا از آنک

با ریا توبهٔ نصوح کنیم

حال با شعر فرخی آریم

رقص بر شعر بلفتوح کنیم

ور بود زحمتی ز ناجنسی

به نیازی دعای نوح کنیم

ور سنایی هنوز خواهد خفت

پیش ازو ما همی صبوح کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۷گفتم از عشقش مگر بگریختم
  2. شمارهٔ ۲۳۸الا ای ساقی دلبر مدار از می تهی دستم
  3. شمارهٔ ۲۳۹من نصیب خویش دوش از عمر خود برداشتم
  4. شمارهٔ ۲۴۰تو را دل دادم ای دلبر، شبت خوش باد، من رفتم
  5. شمارهٔ ۲۴۱تا به رخسار تو نگه کردم
  6. شمارهٔ ۲۴۲به دردم به دردم که اندیشه دارم
  7. شمارهٔ ۲۴۳ای یار سر مهر و مراعات تو دارم
  8. شمارهٔ ۲۴۴روزی که رخ خوب تو در پیش ندارم
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.