پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۳

ای یار سر مهر و مراعات تو دارم

ای دولت دل خدمت و طاعات تو دارم

طاعات و مراعات ترا فرض شناسم

جان و دل و دین وقف مراعات تو دارم

حاجات تو گر هست به جان و دل و دینم

جان و دل و دین از پی حاجات تو دارم

یک بار مناجات تو در وصل شنیدم

بار دگر امید مناجات تو دارم

هر چند به بد قصد کنی جان و سر تو

گر هیچ به بد قصد مکافات تو دارم

گر صومعهٔ خویش خرابات کنی تو

من روی همه سوی خرابات تو دارم

ششدر کن و شهمات ببر جان و دل من

کاین هر دو بر ششدر و شهمات تو دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۵الحق نه دروغ سخت زارم
  2. شمارهٔ ۲۴۶می ده پسرا که در خمارم
  3. شمارهٔ ۲۴۷چو آمد روی بر رویم که باشم من که من باشم
  4. شمارهٔ ۲۴۸فراق آمد کنون از وصل برخوردار چون باشم
  5. شمارهٔ ۲۴۹روا داری که بی روی تو باشم
  6. شمارهٔ ۲۵۰من که باشم که به تن رخت وفای تو کشم؟
  7. شمارهٔ ۲۵۱چو دانستم که گردنده‌ست عالم
  8. شمارهٔ ۲۵۲ای چهرهٔ تو چراغ عالم
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.