پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۴

خیز تا بر یاد عشق خوبرویان می زنیم

پس ز راه دیده باغ دوستی را پی زنیم

از نوای نالهٔ نی گوشها را پر کنیم

وز فروغ آتش می چهره‌ها را خوی زنیم

چون درین مجلس به یاد نی برآید کارها

ما زمانی بیت خوانیم و زمانی نی زنیم

زحمت ما چون ز ما می پاره‌ای کم می‌کند

خرقه بفروشیم و خود را بر صراحی می‌زنیم

چنگ در دلبر زنیم آن دم که از خود غایبیم

پس نئیم اکنون چو غایب چنگ در وی کی زنیم

از برای بی نشانی یک فروغ از آه دل

در بهار و در خزان و در تموز و دی زنیم

دفتر ملک دو عالم را فرو شوییم پاک

هر چه آن ما را نشانست آتش اندر وی زنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۶خیز تا در صف عقل و عافیت جولان کنیم
  2. شمارهٔ ۲۳۷گفتم از عشقش مگر بگریختم
  3. شمارهٔ ۲۳۸الا ای ساقی دلبر مدار از می تهی دستم
  4. شمارهٔ ۲۳۹من نصیب خویش دوش از عمر خود برداشتم
  5. شمارهٔ ۲۴۰تو را دل دادم ای دلبر، شبت خوش باد، من رفتم
  6. شمارهٔ ۲۴۱تا به رخسار تو نگه کردم
  7. شمارهٔ ۲۴۲به دردم به دردم که اندیشه دارم
  8. شمارهٔ ۲۴۳ای یار سر مهر و مراعات تو دارم
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.