پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۸

الا ای ساقی دلبر مدار از می تهی دستم

که من دل را دگرباره به دام عشق بربستم

مرا فصل بهار نو به روی آورد کار نو

دلم بربود یار نو بشد کار من از دستم

اگر چه دل به نادانی به او دادم به آسانی

ندارم ز آن پشیمانی که با او مهر پیوستم

چو روی خوب او دیدم ز خوبان مهر ببریدم

ز جورش پرده بدریدم ز عشقش توبه بشکستم

چو باری زین هوس دوری چو من دانم نه رنجوری

به من ده بادهٔ سوری مگر یک ره کنی مستم

کنون از باده پیمودن نخواهم یک دم آسودن

که نتوان جز چنین بودن درین سودا که من هستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۰تو را دل دادم ای دلبر، شبت خوش باد، من رفتم
  2. شمارهٔ ۲۴۱تا به رخسار تو نگه کردم
  3. شمارهٔ ۲۴۲به دردم به دردم که اندیشه دارم
  4. شمارهٔ ۲۴۳ای یار سر مهر و مراعات تو دارم
  5. شمارهٔ ۲۴۴روزی که رخ خوب تو در پیش ندارم
  6. شمارهٔ ۲۴۵الحق نه دروغ سخت زارم
  7. شمارهٔ ۲۴۶می ده پسرا که در خمارم
  8. شمارهٔ ۲۴۷چو آمد روی بر رویم که باشم من که من باشم
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.