پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۹

ای ز خوبی مست هان هشیار باش

ور ز مستی خفته‌ای بیدار باش

از شراب شوق رویت عالمی

گشته مستانند هان هشیار باش

گر مه میخواره خوانندت رواست

می به شادی نوش و بی تیمار باش

خویشتن‌داری کن اندر کارها

خصم بر کارست هان بر کار باش

گاه بزم‌افروز عاشق‌سوز باش

گاه صاحب‌درد و دُردی‌خوار باش

زینهاری دارم اندر گردنت

زینهار ای بت بران زنهار باش

چون ز خصمان خویشتن‌داری کنی

دستبردی بر جهان سالار باش

هم چنین از خویشتن‌داری مدام

تا توانی سر کش و عیار باش

بر در دیوار خود ایمن مباش

بر حذر هان از در و دیوار باش

کار تو باید که باشد بر نظام

کارهای عاشقان گو زار باش

گر سنایی از تو برخوردار نیست

تو ز بخت خویش برخوردار باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱ای دل اندر نیستی چون دم زنی خمّار باش
  2. شمارهٔ ۱۹۲ای پسر میخواره و قلاش باش
  3. شمارهٔ ۱۹۳بامدادان شاه خود را دیده‌ام بر مرکبش
  4. شمارهٔ ۱۹۴ای سنایی جان ده و در بند کام دل مباش
  5. شمارهٔ ۱۹۵ای جهان‌افروز دلبر ای بت خورشیدفش
  6. شمارهٔ ۱۹۶دلم برد آن دلارامی که در چاه زنخدانش
  7. شمارهٔ ۱۹۷برخیز و برو باده بیار ای پسر خوش
  8. شمارهٔ ۱۹۸الا ای دلربای خوش بیا کامد بهاری خوش
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.