پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۸

ای ز ما سیر آمده بدرود باش

ما نه خشنودیم تو خشنود باش

کشته ما را گر فراقت ای صنم

تو به خون کشتگان ماخوذ باش

غرقه در دریای هجران توام

دلبرا دریاب ما را زود باش

هجر تو بر ما زیانی‌ها نمود

تو به وصلت دیگران را سود باش

در فراقت کار ما از دست شد

گر نگیری دست ما بدرود باش

ای سنایی در شبستان غمش

گرچه همچون نار بودی دود باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۰ای سنایی دل بدادی، در پی دلدار باش
  2. شمارهٔ ۱۹۱ای دل اندر نیستی چون دم زنی خمّار باش
  3. شمارهٔ ۱۹۲ای پسر میخواره و قلاش باش
  4. شمارهٔ ۱۹۳بامدادان شاه خود را دیده‌ام بر مرکبش
  5. شمارهٔ ۱۹۴ای سنایی جان ده و در بند کام دل مباش
  6. شمارهٔ ۱۹۵ای جهان‌افروز دلبر ای بت خورشیدفش
  7. شمارهٔ ۱۹۶دلم برد آن دلارامی که در چاه زنخدانش
  8. شمارهٔ ۱۹۷برخیز و برو باده بیار ای پسر خوش
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.